مرد عنکبوتی کاری کرد که بتمن نتوانست انجام دهد

دسته بندی

اشتراک گذاری

مرد عنکبوتی کاری کرد که بتمن نتوانست انجام دهد
این هفته هجدهمین سالگردِ آغاز اکرانِ «مرد عنکبوتی» , ساخته‌ی سم ریمی است . این فیلم سوار بر امواجِ خروشانِ انتظاراتِ بلندِ هوا داران , سروصدای سرسام‌آورِ رسانه‌ای‌اش و عوام‌گرایی پسا – یازده سپتامبر به اولی فیلمِ مورخ سینما در آن زمان تبدیل شد که نه‌تنها ۴۰ میلیون دلار در یک روز کسب کرد ( پس از ۳۹ میلیون دلاری که درطول روز آدینه کسب کرده بود ) , بلکه به افتتاحیه‌ی آدینه تا یکشنبه‌ی بیش تر از ۱۰۰ میلیون دلار دست یافت . «مرد عنکبوتی» افتتاحیه‌ی ۱۱۴ میلیون دلاری‌اش را با درآمد ۷۱ میلیونی‌اش در دو‌مین آخرهفته‌اش خاطر نشان کرد ( ۳۷ درصد افت فروش ) که در آن زمان برای خودش رکورد محسوب می شد و درنهایت به ۴۰۳ میلیون دلار فروشِ خانگی ( پنج‌مین فیلم پُرفروش مورخ گیشه‌ی خانگی در سال ۲۰۰۲ ) و ۸۲۱ میلیون دلار فروش جهانی از ۱۳۰ میلیون دلار دارایی دست پیدا کرد . ولی این موفقیت چه معنایی برای آینده‌ی هالیوود و سینمای ابرقهرمانی داشت؟ در شرایطی که موفقیتِ «بتمنِ» مجموعه برتون حدود ۱۳ سال پیش از «مرد عنکبوتی» به آغازگرِ موجی از فیلم‌های ماجرایی تاریخی ( که اکثرشان از دید تجاری ناموفق بودند ) باعث شد , موفقیتِ «مرد عنکبوتی» آغازگرِ دورانِ تازه‌ای از فیلم‌های ابرقهرمانی پُرخرجی بود که در زمانِ حالا جریان داشتند و شاملِ کاراکترهایی که مخاطبان حقیقتا دوست داشتند آنها‌را روی پرده‌ی سینما ببینند بودند . «مرد عنکبوتی» مشخصا اولی فیلم کامیک‌بوکی موفقِ دورانِ خودش فقدان ; پیش از آن امثالِ «اسپاون» ( Spawn ) , «بلید» ( Blade ) و «افراد ایکس» ( X – Men ) با ارائه کردنِ چیزی که مردمان دوست داشتند اقتباس‌هایشان را ببینند , پول‌های بزرگی به جیب زده بودند . ولی آن فیلم‌ها یا این که نظیر «بلید» ( ۱۴۱ میلیون دلار از ۴۰ میلیون دلار دارایی ) موفقیت‌های توده و جوری اکانت می‌شدند یا این که مانند «افراد ایکس» ( ۲۹۹ میلیون از ۷۵ میلیون میزان دارایی ) به اندازه‌ی کافی غول‌آسا نبودند . «مرد عنکبوتی» به‌عنوانِ فیلمِ منحصربه‌فردی که در وهله‌ی اولیه یک فیلمِ عاشقانه‌ی دورانِ بلوغ و در وهله‌ی دوم یک اکشنِ بلاک‌باستری بود , اولی فیلم کامیک‌بوکی سینما از زمان «بتمن» ( و دنباله‌هایش ) بود که یک بلاک‌باسترِ گردن‌کلفتِ تمام‌عیار اکانت میشد .

این «افراد ایکس» و «مرد عنکبوتی» بودند که سینمای ابرقهرمانی را از چیزی که در کناره و کنارهای هالیوود کار می کرد , به محبوب‌ترین زیرژانرِ هالیوود که پتانسیلِ بالایی برای دنباله‌سازی داشت تبدیل کردند
موفقیتِ بی‌سابقه‌ی فیلمِ توبی مگوایر و کریستن دانست ( «بتمن» سوای محاسبه نرخ تورم ۲۵۱ میلیون از ۴۳ میلیون دارایی و ۴۱۱ میلیون در عالم فروخته بود ) , هالیوود را به آرزو ساختنِ بلاک‌باستر ابرقهرمانی بعدی سینما به تعقیبِ ابرقهرمانانِ کامیک‌بوکی ارسال کرد . از آنجایی که بتمنِ گروه برتون حالا و هوای یک تریلرِ جنایی نوآرِ دهه‌ی سی و چهل را داشت , در فیض اکثرِ فیلم‌هایی که بعداز آن ساخته شدند , موفقیتشان را در الگوبرداری از فضاسازی و ساختارِ روایی «بتمن» جست‌وجو می‌کردند . در حالی ماه آتی سالگرد سی سالگی اکرانِ «دیک تریسی» ( Dick Tracy ) , محصولِ دیزنی است که «راکتییر» ( The Rocketeer ) نیز در تابستانِ به عبارتی سال روی پرده رفت . امثالِ «فانتوم» ( The Phantom ) و «شدو» ( The Shadow ) به دیگر تلاش‌های هالیوود برای تکرارِ موفقیتِ «بتمن» تبدیل شدند که هیچکدام با استقبالِ مخاطبان مواجه نشدند . مسئله الزاما راجع‌به کیفیتِ هنری این فیلم‌ها نیست ; زمینه در زمینه‌ی این است که طبقِ معمولِ مدام , هالیوود توقع داشت اکنون که «بتمن» برنده شده‌است , هر فیلمِ دیگری که برچسبِ «ابرقهرمانی» روی آن خورده است هم می بایست این موفقیت را به‌طور خود کار تکرار نماید . واکنشِ هالیوود به «بتمن» نظیر این بود که دیزنی توقع داشته باشد هم اکنون که تجدید بنا لایواکشن «دیو و دلبر» یک میلیارد و ۲۶۳ میلیون دلار فروخته است , تجدید بنا «دامبو» نیز بایستی یک موفقیتِ تضمین‌شده از آب در بیاید . «بتمن» خیر به خاطر این که یک فیلمِ ماجرایی/جنایی با الگوی نوآرهای هالیوودِ دیرباز , بلکه به خاطر تیم بازیگرانِ پُرستاره و ماهیتش به‌عنوانِ یک فیلمِ بتمن‌محورِ پُرزرق و برق در گیشه غالب شد . در بینِ فیلم‌های کامیک‌بوکی که در طولِ دهه‌ی بعداز اکرانِ «بتمن» عرضه شدند , یک‌سری استثنا نیز یافت میگردد . «لاک‌پشت‌های نینجا» , محصولِ کم‌خرجِ نیولاین سینما ( ۱۳ و نیم میلیون دلار میزان دارایی ) درس‌های صدق را از موفقیتِ «بتمن» یاد گرفته بود . این فیلم نه‌تنها از دید کیفی خیلی عالی بود , بلکه اقتباسِ یک برندِ مضاعف پُرطرفدار در آن دوران بود که داستانش در زمانِ درحال حاضر واقعه می‌افتاد . همینطور فیلم‌های ستاره‌محوری مانند «رابین هوود : شاهزاده‌ی دزدان» با بازی کوین کاستنر ( احتمال دارد اولی ریبوتِ تیره و تاریکِ دوران ما ) , «نقابِ زورو» با بازی آنتونیو باندراس و «ماسک» با بازی جیم کری به موفقیت‌های نسبتا بزرگی تبدیل شدند . استودیوی نیولاین سینما با امثالِ «لاک‌پشت‌های نینجا» ( ۲۰۰ میلیون دلار در سال ۱۹۹۰ ) , «ماسک» ( ۳۵۰ میلیون در سال ۱۹۹۴ ) و «بلید» ( ۱۴۱ میلیون دلار در سال ۱۹۹۸ ) موفقیت‌های پی در پی خیلی نیکی را تجربه کرد .

گرچه «بلید» و «اسپاون» حکمِ نقطه‌ی شروعِ دو‌مین موجِ سینمای ابرقهرمانی را داشتند , ولی این «افراد ایکس» ( موفقیت بزرگی به خاطر محبوبیتِ منبعِ اقتباسش قابل‌پیش‌بینی بود ) و «مرد عنکبوتی» بودند که سینمای ابرقهرمانی را از چیزی که در کناره و کنارهای هالیوود عمل میکرد , به محبوب‌ترین زیرژانرِ هالیوود که پتانسیلِ بالایی برای دنباله‌سازی داشت تبدیل کردند . برخلاف یقین عموم , مسیرِ شکوفایی سینمای ابرقهرمانی هموار فقدان . هیچکدام از فیلم‌های کامیک‌بوکی پسا – «مرد عنکبوتی» به اندازه‌ی سه‌گانه‌ی سم ریمی پیروز نبودند ; درواقع چه بسا به موفقیتِ آنان هم نزدیک نشدند . بعضا از آن ها مانند فیلم‌های «فنتستیک فور» ( هر دو فیلم به بیش تر از ۳۰۰ میلیون دلار فروش جهانی از ۱۱۵ میلیون دارایی دست یافتند ) به موفقیت‌های متوسطی تبدیل شدند , البته به اندازه‌ی هر کدام یکی «افراد ایکس ۲» ( ۴۰۷ میلیون دلار از ۱۱۰ میلیون دلار دارایی ) , یکسری و یک‌سری «هالک» , «گوست رایدر» , «پانیشر» , «اِلکترا» , «دردویل» , «انجمن نجیب‌زادگان عجیب» و «هل‌بوی» وجود داشتند . برخی از آن ها موفق‌تر از دیگرافراد بودند , ولی چه بسا یکی از آن ها نیز از مرز ۲۵۰ میلیون دلار فروشِ جهانی عبور نکرد . درواقع موفق‌ترین فیلم‌های این دوران وابسته به فیلم‌های کامیک‌بوکی غیرابرقهرمانی مانند «۳۰۰» ( ۴۵۶ میلیون در سال ۲۰۰۷ ) و «سین سیتی» یا این که فیلم‌های ستاره‌محوری مانند «بلید» یا این که «کنستانتین» با بازی کیانو ریوز بود که به ۲۳۰ میلیون دلار فروش در سال ۲۰۰۵ دست یافت و تا زمان «واندر وومن» , پُرفروش‌ترین فیلم‌ِ دی‌سی که دربرگیرنده بتمن یا این که سوپرمن نمی شد باقی ماند . «گوست رایدر» به ۲۲۶ میلیون دلار فروش جهانی از ۱۱۰ میلیون دلار میزان دارایی دست یافت و «کت‌وومن» و «اِلکترا» به‌گونه‌ای باخت خوردند که ایده‌ی ساختِ فیلم‌های ابرقهرمانی زن‌محور تا زمان «واندر وومن» را به یک ایده‌ی ممنوعه برای هالیوود تبدیل کردند . «هل‌بوی» تنها ۹۹ میلیون دلار فروخت و صرفا فروشِ خوب دی‌وی‌دی‌هایش در دورانِ پسا – نمایش سینمایی‌اش و علاقه‌ی یونیورسال به افزودنِ چهار‌مین اکشنِ بزرگِ سال ۲۰۰۸ درکنار «هالک باورنکردنی» , «تحت‌تعقیب» ( Wanted ) و «مومیایی : مقبره‌ی امپراتور اژدها» ( The Mummy : Tomb of the Dragon Emperor ) بود که سبب شد به دنباله‌ی فیلمِ گیرمو دل‌تورو لامپ سبز نشان بدهد .

thank you for your service

درواقع چه بسا بتمن و سوپرمن نیز نتوانستند درتوان و اندازه‌ی مرد عنکبوتی و وولورین ظواهر شوند . «بتمن آغاز می‌کند» اکرانش را با وجودِ نقدهای فراوان مثبتش , با افتتاحیه‌ی ناامیدکننده‌ی آدینه تا یکشنبه‌ی ۴۸ میلیون دلار و افتتاحیه‌ی چهارشنبه تا یکشنبه‌ی ۷۲ میلیون دلار در فصل‌تابستان ۲۰۰۵ آغاز کرد ( افتتاحیه‌ی «بتمن برای همیشه» در سال ۱۹۹۵ , ۵۳ میلیون دلار بود ) . البته تبلیغاتِ دهن به دهانِ معرکه‌ی فیلمِ کریستوفر نولان که از زاویه‌ی واقع‌گرایانه‌تر و جدی‌تری به اورجینِ استوری آشنای شوالیه‌ی ظلمات می‌پرداخت , مردمان را نسبت به آینده‌ی این موسسه کنجکاو نگه داشت . «آغاز می‌کند» درنهایت به ۲۰۵ میلیون دلار فروشِ خانگی و ۳۷۱ میلیون دلار فروشِ جهانی از ۱۵۰ میلیون دلار دارایی دست یافت . فروشِ خوب دی‌وی‌دی‌های این فیلم و ایمانِ استودیو به این‌که دنباله‌ای به همین مقدار عالی می تواند به افزایشِ درآمدش سبب شود منجر شدند تا روز جاری از ساخته شدنِ «شوالیه‌ی تاریکی» ممنون باشیم . یکسال آن‌گاه , «سوپرمن بازمی‌گردد» در حالی ۲۰۶ میلیون دلار در منزل و ۳۹۱ میلیون دلار در جهان کسب کرد که بودجه‌ی هنگفتِ ۲۶۰ میلیون دلاری‌اش و همینطور شکستش در تکرارِ سروصدای رسانه‌ای و هیجان‌زدگی «بتمن آغاز می‌کند» به‌این مفهوم بود که‌این فیلم از تبدیل شدن به آغازگر یک مجموعه‌ی سوپرمن‌محور تازه جا ماند . در حقیقت این‌طور می‌توان اظهار کرد که کیفیتِ خالصِ «بتمن آغاز می‌کند» به‌تنهایی نجات دهنده سینمای ابرقهرمانی بود . تا پیش از سال ۲۰۰۸ , سینمای ابرقهرمانی بوسیله فیلم‌های محبوبِ «مرد عنکبوتی» , فیلم‌های کم و بیش محبوبِ «افراد ایکس» و چندین فیلم‌های دیگر که نمی‌توانستند از نظر تجاری یا این که کیفیت هنری با پرچم‌داران این ژانر رقابت نمایند خلاصه شده بودند .

براین اساس هر چند «مرد عنکبوتی» آغازگرِ دورانِ جدیدی از فیلم‌های ابرقهرمانی مُدرن با المان‌های علمی‌تخیلی که در زمانِ اکنون جریان داشتند بود , ولی نو از زمان موفقیتِ دوگانه‌ی «مرد آهنی» ( ۵۸۵ میلیون در جهان ) و «شوالیه‌ی تاریکی» ( یک میلیارد و ۴ میلیون دلار در عالم ) در سال ۲۰۰۸ بود که‌این ژانر حقیقتا از دید هنری متحول شد و با تکرارِ موفقیتِ سه‌گانه‌ی سم ریمی , دروازه‌ی جدیدی را به روی این ژانر گشوده کرد و پروسه‌ی تبدیل شدن آن به محبوب‌ترین ژانرِ استودیوهای هالیوودی و مخاطبان را بدون نقص کرد . موفقیتی که به تولدِ دورانِ «دنیاهای سینمایی مشترک» , اکرانِ «اونجرز» و سلطه‌ی حالا حاضرِ دنیای سینمایی مارول بر هالیوود سبب شد ; درین دوران فیلم‌های ابرقهرمانی با متنوع نگه داشتنِ ژانرهایشان , تعداد زیادشان را توجیه می کنند و خودشان را نسبت به یکدیگر مختلف نگه می‌دارند . «بتمن» آغازکننده‌ی موجِ نوی اکشن‌های فانتزی آی‌پی‌محور بود , ولی هالیوود موفقیتِ بلاک‌باسترِ مایکل کیتون و جک نیکلسون را اشتباهی به‌عنوانِ علاقه‌ی ذاتی مردمان

اشتراک گذاری